تحقیقات آموزشی آموزش محور

این وبلاگ به همت دانشجویان کارشناسی ارشدتحقیقات آموزشی دانشگاه تربیت معلم تهران درسال88طراحی شده است

موضوع :بررسی و به کارگیری روشهای تدریس فعال در آموزش

یاد دادن موفقيت آميز فقط در پرتو روش هاي تدريس فعال             

 شاين متفکر تعليم و تربيت مي گويد ياد دادن (درس دادن )خوب از چشمان يادگيرنده پيداست اما ياد دادن موفقيت اميز از گفتار و رفتار ياد گيرنده پديدار مي شود منظور روزن شاين از اين گفته پر معني اين است که بين ياد دادن خوب و ياد دادن موفقيت اميز تفاوت زيادي وجود دارد انسانها هميشه چيزهايي را ياد مي گيرند که با خواستها خصلتها و توانايي هاي خودشان تناسب داشته باشند يا به زندگي انها مربوط شوند تمام رفتارهايي که از انسانها مشاهده مي کنيم بر پايه همين اصل استوارند اگر دانش اموز يا ياد گيرنده بتواند موضوع يادگيري را آنطور هضم کند که معني و مفهوم آنرا به خودش ،زندگيش ،شهرش، مردم و به جامعه اش پيوند دهند نه تنها مطالب را بگونه اي ياد مي گيرند که هرگز فراموش نکند بلکه ميزان علاقه اش به يادگيري بيشتر و بيشتر خواهد شد و به جستجوي اطلاعات تازه تر خواهد رفت براي رسيدن به اين امر بايد از روشهاي تدريس فعال و کاربردي استفاده نمود اما اگر ياد دادن درسها به گونه اي باشد که ياد گيرندگان دانش اموزان وادار شوند از خود رفتاري نشان دهند که هرگز به مفهوم واقعي آن پي نبرده اند يا به روشهايي عمل کنند که به وجود خودشان و يا درون خودشان ارتباطي برقرار نکنند احساس خواهند کرد فردي بيهوده و بي ثمر هستند يا بازيچه دست معلم و پدر و مادر خود قرار گرفته اند چون هيچ انگيزه اي در انها بوجود نيامده است هر يادگيرنده (دانش آموز) با درگير شدن مستقيم با مطالب يادگرفتني درس چنان مي آموزند و به يادگيري ها باورهاي عميق مي رسند که بي درنگ در جهت آگاهي هاي تازه تر و بيشتر گام برمي دارد و مي خواهد باز هم بداند.                        

به بعضی از روشهای فعال تدریس که در آموزش دروس استفاده می شود می توان به موارد ذیل اشاره کرد .                                                                                                          

- روش بحث گروهی

 - روش مشارکتی

- روش همیاری

- روش تدریس خرد

- روش حل مسئله

- روش پرسش و پاسخ

- روش بارش مغزی ( ذهن انگیزی ) 

که در اینجا به چهار روش اول پرداخته می شود                                                               

  - روش تدریس به شیوه بحث گروهی:

 روش تدریس به شیوه بحث گروهی ، گفت و گویی سنجیده و منظم در باره ی موضوعی خاص و مورد علاقه ی مشترک شرکت کنندگان در بحث است . در این روش ، دانش آموزان با شرکت فعال در فعالیت های کلامی ابعاد مختلف یک مساله را مورد بحث قرار می دهند و در پایان نسبت به آن شناخت عمیق تری به دست می آورند. همچنین درک می کنند که دیگران نیز نظریاتی دارند وباید به نظریات آنان احترام گذاشت . استدلال کردن و گوش دادن به حرفهای دیگران را می آموزند و دارای روحیه ی تحمل آرا می گردند. همچنین از طریق بحث گروهی ، روابط گروهی را تمرین می کنند. در این روش ، وظیفه ی اصلی معلم تحلیل و ارزش یابی جریان بحث ، منطق ، سازمان و صحت مطالب گفته شده است . البته او می تواند نقش هدایت کننده ی بحث را داشته باشد و هر جا که بحث به بن بست برسد یا از مسیر اصلی خارج شود ، آن را به مسیر اصلی هدایت کند. هم چنین باید مراقب باشد که افراد بخصوصی ، بحث را به خود اختصاص ندهند .                          

- موضوعهايي که بتوان درباره آن نظرات مختلف و متفاوت ارائه داد. فراگيران درباره موضوع، اطلاعات لازم را داشته باشند يا بتوانند کسب کنند. موضوع موردعلاقه مشترک شرکت کنندگان در بحث باشد.
(در اين روش، شاگردان بيش از استفاده از کتاب يا معلم، خود مولف به يافتن نتايج، اصول و راه حلها هستند و اين در صورتي است که شاگردان به موضوع علاقه مند باشند.)
موضوعاتي چون رياضيات، علوم طبيعي، مهندسي و ... براي بحث گروهي کارآيي ندارند و در عوض علومي چون علوم اجتماعي، تاريخ، اقتصاد، فلسفه، علوم سياسي و روان شناسي و جامعه شناسي با اين روش قابليت تدريس دارند.

درباره موضوعاتي که دانش آموزان کمتر به آن علاقه مند هستند معلم بايد به نوعي در دانش آموزان ايجاد علاقه کند و در آنها حساسيت بوجود آورد مثلاً با طرح سوال، پخش يک فيلم و ...
به عبارت ديگر، اجراي مطلوب روش بحث گروهي تا اندازه زيادي بستگي به شخصيت معلم دارد. معلمي که از اين روش استفاده مي کند بايد قدرت تصميم گيري داشته باشند. و طوري بحث را هدايت کند که موضوع به بيراهه کشيده نشود.                                                   

  مراحل اجراي روش بحث گروهي
مرحله اول: آمادگي و برنامه ريزي

1- انتخاب موضوع :
موضوعات و عناوين روش بحث گروهي و ارتباط آنها با هدف، بايد در قالب کلمات و جملات صريح و روشن بيان شود.

2- فراهم کردن زمينه هاي مشترک:
قبل از شروع بحث گروهي، لازم است سطح اطلاعات شاگردان درباره موضوع يکسان شود.

3- تعيين نحوه آرايش شبکه هاي ارتباطي:
ترتيب قرار گرفتن و نشستن فراگيران، در نوع ارتباط موثر است.
- رهبر گروه
- شاگردان
- شخص مهمان
- ناظر يا ارزياب  

مرحله دوم: روش اجراي بحث گروهي

1- وظايف معلم در روش بحث گروهي
الف: فراهم کردن امکانات
ب: شرکت در بحث:
معلم موظف است در شروع بحث، تحت عنوان مقدمه هدف و ضوابط بحث گروهي را شرح دهد و بايد نقش خود را در جريان بحث تا حد يک شنونده کاهش دهد.
ج: کنترل و هدايت بحث

  2- وظايف شاگردان در جريان بحث گروه

معلم بايد نقش شاگردان را بدقت به آنان بياموزد. شاگردان بايد درباره موضوع از قبل، مطالعه کنند وسط حرف ديگران نپرند. با يکديگر صحبت نکنند، کاملاً به صحبتهاي ديگران گوش کنند، انتظار نداشته باشند که نظر آنها حتماً پذيرفته شود.  

مزایا و محدوديتهاي روش بحث گروهي :

مزایا :

 

- مفهوم مشاركت و تلاش براي شاگردان روشن مي شود

 

- ذهن فراگيران را پويا و فعال مي كند

 

- شاگردان در پايان "به ديدگاه هاي مشترك مورد توافق مي رسند

 

- معلم نقش راهنما و كنترل كننده را دارد

 

- علاقه و انگيزه شاگردان افزايش يافته و تدريس كسل كننده نخواهد شد . با مشاهده رفتارها و بحث ها مي توان توانايي هاي شاگردان را سنجيد

 

- كم رويي و خجالت شاگردان كاهش مي يابد.عواطف دوستي شاگردان تقويت يافته وبهتر همديگر را مي شناسند

 

- تفكر انتقادي د رآنان تقويت مي شود همچنین ساير توانايي هاي شناختي رشد مي يابد

 

- توانايي سخـن گفتن و مهارت هاي كلامي و قدرت تـجزیه و تحلیل و تصمیم گیـری  پرورش

مي يابد

 

- آموزش و يادگيري بر استدلال و توجيه منطقي استوار است

 

محدوديتها

 

 - اين روش براي کلاسهاي پرجمعيت قابل اجرا نيست.
- براي شاگردان دوره ابتدايي چندان مناسب نيست.
- روش اجراي آن بسيار مشکل است و به مهارت احتياج دارد.  

روش تدریس  مشارکتی و روشهای اجرای آن:

تدریس مشارکتی یک راهبرد تدریس در گروه های کوچک است اما هر تدریسی که با استفاده از گروه صورت می گیرد لزوما" نمی تواند تدریس  مشارکتی تلقی گردد . زیرا تدریس مشارکتی الزامات و روش های مخصوص به خود را دارد و تا زمانی که این الزامات در جای خود وبه صورت درست انجام نگیرد نمی توان گفت تدریس مشارکتی صورت پذیرفته است.                              

وظیفه اصلی معلم ایجاد زمینه ی مشارکت ، همکاری ، و رفاقت گروهی میان دانش آموزان می باشد. کاراو ایجاد رقابت نیست، بلکه ایجاد رفاقت و همکاری و صمیمیت میان آنهاست. فلسفه وجودی تدریس مشارکتی دقیقا" به همین سبب است .اگرچه،  به خاطر وجود برخی ویژگی های فردی از جمله ویژگی های هوشی، شخصیتی، زمینه خانوادگی و...  رقابت میان دانش آموزان ایجاد خواهد شد. اما وظیفه ما به عنوان یک معلم حرفه ای این نیست که به آن دامن بزنیم . بلکه همان طوری که در قبل آمد  معلم باید تمام تلاش خود را معطوف به این هدف نماید،  که دانش آموزان موفقیت خود را منوط به موفقیت دیگران بدانند. در واقع به این شعار اعتقاد پیدا کنند که یا ((همگی غرق می شویم و یا همگی نجات پیدا می کنیم)). در این صورت است که دانش آموزان قوی تر، دست دیگردانش آموزان را خواهند گرفت.                                                          

 لذا اگر به چند تعریف تدریس مشارکتی نظری بیافکنیم این ایده را در همه تعریف های مربوط به تدریس مشارکتی ملاحظه خواهیم کرد. به عنوان مثال؛کرامتی به نقل از گوکال یادگیری مشارکتی را یک شیوه ی آموزشی می داند که درآن  دانش آموزان در قالب گروههای کوچک برای رسیدن به یک هدف مشترک با یکدیگر کار می کنند و علاوه بر این که مسئول یادگیری خود هستند، در برابر یادگیری دیگران نیز احساس مسئولیت می کنند.                                                            

 به اعتقاد کوهن  یادگیری مشارکتی به معنای گروه بندی دانش آموزان براساس توانایی های مشابه نیست، بلکه بر عکس هر اندازه نا همگونی اعضای گروه از نظر نژاد ، زبان، فرهنگ، هوش و پیشرفت تحصیلی بیشتر باشد کارایی رویکرد یادگیری مشارکتی بیشتر خواهد بود. (کرامتی)                  

با توجه با تعاریفی که ارائه شد در مجموع می توان به این نتیجه دست یافت که تدریس مشارکتی یک راهبرد توصیه شده برای یادگیری فردی و جمعی است که نه تنها فرد در مقابل یادگیری خود مسئول است بلکه در مقابل یادگیری دیگران نیز  مسئول است و معلم می تواند با انعطافی که در ترکیب و اندازه گروه ها بوجود می آورد به یک تدریس اثربخش دست یابد. به طوری که نه تنها دانش آموزان بتوانند با هم کار کنند بلکه یادگیری خود و دیگران را به حداکثر رسانده  و از این یادگیری لذت ببرند. (کرامتی)                                                                                    

 

                                                                             

تعداد دانش آموزان عضو هر گروه و ترکیب اعضا گروه

اولین وظیفه معلم در تدریس مشارکتی گروه بندی دانش آموزان درگروه های کوچک است اما آنچه که مهم است این است که در گروه بندی دانش آموزان بایستی ،  قواعدی را رعایت نمود تا حداکثر نتیجه حاصل شود  وگرنه ممکن است نتوانیم از تشکیل گروه به نتایج دلخواه خود دست پیدا کنیم.اعضای تشکیل دهنده ی هرگروه از قانون علمی " آستانه تحمل" پیروی می کند. آستانه تحمل کودکان با نوجوانان و بزرگسالان کاملا" متفاوت است. کودکان آستانه تحمل کمتری نسبت به بزرگسالان دارند. زود خسته می شوند، در یک زمان واحد نمی توانند با تعداد بیشتری از افراد رابطه برقرار ساخته و آن را تا مدتی حفظ نمایند . لذا باید در گروه بندی دانش آموزان، این عوامل را مورد توجه قرار داد. یعنی تعداد اعضای هر گروه، رابطه مستقیمی با سن دانش آموزان دارد. هر چه  سن دانش آموزان کمتر ، تعداد اعضای گروه نیز کمتر و هرچه  سن فراگیران بالاتر ، تعداد اعضای گروه نیز می تواند بیشتر باشد. بهتر است،  تعداد اعضای گروه  دانش آموزان دوره ی ابتدایی 2تا 3 نفر،  دانش آموزان دوره راهنمایی 3 تا 4 نفر و دانش آموزان دوره های متوسطه و بالاتر 4 تا 7 نفرباشد .                                                                                              

 الف: تا جایی که ممکن است اجازه دهید دانش آموزان خود اعضای گروه را تعیین کنند . اما اگر این کار به درستی انجام نشد معلم حق دارد که درتعیین اعضای گروه دخالت کند.                     

ب: معلم باید توجه داشته باشد که در هر گروه ، دانش آموزانی ازهر سه طیف ضعیف ، متوسط و زرنگ حضور داشته باشند. اگر دانش آموزان اینگونه عمل ننمایند؛ معلم می تواند با استفاده از روش هایی،  آنها را سرو سامان دهد.                                                                                   

مراحل اجرای تدریس :

·        روش اجرای تدریس مشارکتی برای دروس علوم انسانی :

·        روش اجرا

این مراحل به ترتیب زیر انجام می گیرد :

1-  دانش آموزان را با استفاده از فرمول و معیار های  گفته شده،  در گروه های  نا متجانس تقسیم بندی نمایید.

2-  محتوای درس جدید را با توجه به تعداد گروه های کلاس تقسیم بندی نمایید. مثلا" اگر 5 گروه دارید،  محتوای درس را هم به 5 قسمت مساوی تقسیم کنید.

3-   مطالعه هر قسمت از محتوای درس را  به یک گروه اختصاص دهید. مثلا"  قسمت اول را برای گروه 1 ،  قسمت دوم را برای گروه 2، و الی آخر.

4- برای مطالعه،  زمان مشخص و یکسانی  را در اختیار گروه ها قرار دهید.

5-  پس از اتمام زمان مطالعه، از دانش آموزان داخل گروه بخواهید که آنچه را که یاد گرفته اند به دوستان هم گروهی خود توضیح دهند. پس از این کاراگر احیانا" عضوی از اعضای گروه مطلب خود را به درستی یاد نگرفته بود. اعضای دیگر موظف هستند، به او یاد دهند.

6-   دراین مرحله، از دانش آموزان خواسته می شود طوری در گروه های دیگرپخش شوند که از هر بخش درس، یک نماینده در آن گروه حضور داشته باشد. یعنی هر گروه در بر گیرنده  تمامی محتوای  درس باشد.

7-  در اینجا، از دانش آموزان خواسته می شود، هر آنچه را که یاد گرفته اند در اختیاراعضاء دیگر گروه  قرار دهند . آنچه که رعایت آن در این مرحله مهم است ؛ توضیح یکایک و به ترتیب افراد طبق محتوای درس می باشد. یعنی اول کسی  توضیح می دهد که بخش اول درس را مطالعه کرده سپس فردی که بخش دوم را ،  تا این که کل محتوای  درس به اتمام برسد.

8-   مرحله آخر، نوبت توضیح  یکی از نمایندگان گروه هاست که آنچه را که یاد گرفته ا ند در جلوی کلاس، به تمامی دانش آموزان ارائه نماید.

تذکر 1:  در این نوع روش تدریس،  معلم راهنماست وموظف است به گروه ها سرکشی کرده ودر صورت نیاز به سوالات احتمالی آنها پاسخ گوید.

تذکر 2: پس از ارائه مطالب توسط دانش آموزان، اگر معلم  احساس کند که دانش آموزان،  قسمتی از محتوای درس را به خوبی یاد نگرفته اند، خود به توضیح بیشتر آن اقدام می کند.

·        روش اجرای تدریس مشارکتی برای دروس علوم پایه:

این روش برای تدریس  دروسی همچون؛ علوم،  ریاضی کاربرد دارد.

مراحل اجرای تدریس :

1-   مرحله اول : در این مرحله، معلم ابتدا درس جدید را به طور کامل به دانش آموزان تدریس می کند.

2-    پس از تشکیل گروه های نا متجانس، به هر گروه یک تمرین ارائه می شود تا آن را حل نمایند.

3-  دانش آموزان داخل گروه موظف هستند ابتدا خود به تنهایی آن تمرین را حل نموده ، سپس آن را داخل گروه بیاورند.

4-    گروه ها موظف هستند، آنچه را که به تنهایی انجام داده اند به اعضای گروه خود توضیح دهند. صرف ارائه جواب نباید ملاک عمل قرار گیرد. بلکه فرایند حصول به جواب مد نظر می باشد.

5-  درمرحله آخر، از نمایندگان گروه ها درخواست می شود تا تمرین خود را پای تابلو نوشته و مراحل انجام آن را به کل کلاس توضیح دهند.

اعضای گروه موظف هستند، آنچه را که انجام داده اند به اعضای گروه خود توضیح دهند. ارائه جواب قابل قبول نیست . بلکه باید توضیح دهند که چگونه به جواب رسیده اند.

درمرحله آخر، از نمایندگان گروه ها به ترتیب  درخواست می شود تا پاسخ سوال خود را پای تابلو نوشته و مراحل انجام آن را به کل کلاس توضیح دهند. این کار با نماینده  بقیه گروه ها هم ادامه پیدا می کند

 مزایای  استفاده از روش تدریس مشارکتی :

-عزت  نفس دانش آموزان افزایش پیدا می کند.

-تمايل دانش آموزان به مدرسه، بیشتر می شود. (کرامتی)

 -دانش آموزخود را نسبت به سرنوشت خویش و دیگران سهیم می داند. 

 -استفاده به جا و صحیح از این روش، در دراز مدت ممکن است  در زندگی آنها نهادینه شده و تاثیر بسیار شگرف ومثبتی  را به دنبال داشته باشد.(کرامتی)

-تقویت مهارت های سطح بالای تفکر. (کرامتی)        

ضمن اینکه روابط درون گروهی و برون گروهی دانش آموزان افزایش پیدا می کند، مهار تهای تحمل یکدیگر و با هم زیستن را، عملا" تجربه می کنند. در واقع وابستگی گروهی  مثبت پیدا می کنند.                                                                                                                  

محدودیتها

با اين كه مدارس و معلمان به كلاس مشاركتي تمايل پيدا كرده اند ولي مسايل مهمي در اين فرآيند براي ، معلمان و وجود دارد :

1-  كنترل كلاس : سر و صدا و شلوغي ، فقدان نظم ، نگراني عمده كلاس مشاركتي است گرچه دانش آموزان به فرصتهايي براي صحبت كردن ، حركت در كلاس، پرسش ، سؤال و غيره نياز دارند.

2-  فراهم كردن فرصتهاي براي يادگيري مشاركتي : بسياري از معلمان و مديران معتقدند براي كلاسهاي مشاركتي طرح درسي جديد بايد تدوين شود .

3-  تفاوتهاي فردي ميان دانش آموزان : در كلاس مشاركتي گروهها به صورت نامتجانس تشكيل مي شوند و بسياري از معلمان به كارآمدي اين گروهها اعتقاد ندارند آنها اغلب به نقش موقعيت يادگيري در پيشرفت دانش آموزان معتقد نيستند .

4-  مسئوليتهاي فردي در قبال يادگيري : عموماً دانش آموزان و والدين انتظار دارند در قبال تلاشهاي انجام شده سطح پيشرفتشان توسط معلم مشخص گردد در حالي كه در كلاس مشاركتي معلمان سطح پيشرفت كار گروهي را مشخص مي كنند .

5-  تناقض ارزش ها : پژوهشها نشان مي دهد بسياري از معلمان وقتي به دانش آموزان خود اجـــــازه مي دهند تا با يكديگر گفتگو كنند ، عناوين فعاليتها را تغيير دهند و يا چشم اندازهاي خود را جستجو كنند، احساس راحتي نمي كنند .(تلخابی)

- یادگیری از طریق همیاری :

 در این روش کلیه ی دانش آموزان به جای معلم در تدریس درس شرکت دارند. ویژگی اصلی این روش مشارکت دانش آموزان در انتقال مفاهیم و مطالب درسی به سایر دانش آموزان می باشد. دریادگیری از طریق همیاری تفاوت افراد گروه باعث کارآمد شدن یادگیری می شود. یکی از هدف های یادگیری از طریق این روش این است که دانش آموزان یاد بگیرند با هر کسی کار کنند و از این طریق موجب بالا رفتن پیشرفت تحصیلی فراگیران ، ایجاد ارتباط مثبت و انتقال تجاربی به آنها می شود که برای توسعه ی اجتماعی ، روانی و شناختی  سالم به آن نیاز دارند. روش یادگیری  از طریق مشارکتی با روش همیاری کاملا" متفاوت است . ترغیب دانش آموزان به فعالیت در گروههای کوچک به منظور کمک به یکدیگر در یادگیری مطالب درسی فصل مشترک تمامی این روشهاست . برای اینکه گروههای همیار موفق شوند معلم سه چیز را باید رعایت کند : رفتار همه دانش آموزان را زیر نظر داشته باشد نتایج حاصل از مهارت های اجتماعی ای را که دانش آموزان به کار می برند به آنان بگوید . در مواقع مناسب برای آموزش مهارتهای ضروری در کار گروهها مداخله کند .        

بعضی از روش های همیاری را چنین می توان بیان کرد :                                                  

                          

 1- گروههای پیشرفت تیمی دانش آموزان

در این روش دانش آموزان به گروههای یادگیری 4 نفری تقسیم می شوند دانش آموزان از حیث سطح کارایی ، جنس و نژاد به شیوه ای همگن مختلط می شوند پس از ارائه درس توسط معلم به منظور حصول اطمینان از یادگیری تک تک اعضا دانش آموزان به فعالیتهای درون گروهی می پردازند در پایان تمامی دانش آموزان باید در آزمونهای انفرادی که نمی توانند در آنها به یکدیگر کمک نمایند. نمرات شاگردان با میانگین نمرات قبلی آنها مقایسه می شود تا عملکرد و میزان پیشرفت آنان تعیین گردد این روش در تدریس موضوعاتی نظیر ریاضیات ، زبان ، علوم اجتماعی مورد استفاده قرار می گیرد .                                                                                     

2- رقابت و مسابقه تیمی                                                                                          

روش تدریس معلم و کار گروهی در این روش ،کاملا" مشابه روش قبلی است با این تفاوت که دانش آموزان به جای شرکت در آزمون در مسابقات شرکت می کنند نننننننننننننننننننننننننننن                                     

3- یادگیری انفرادی با یاری گرفتن از تیم                                                                     

در این روش نیز تیمهای چهار نفره از دانش آموزانی که در سطح کارایی متفاوت هستند تشکیل می شوند و به تیم هایی که عملکرد مطلوب داشته اند گواهینامه اعطا می شود و در این روش یادگیری مشارکتی با آموزش فردی در می آمیزد .                                                                        

4- تقسیم موضوع به بخشهای مختلف                                                                         

دانش آموزان برای کار روی موضوع درس که به بخشهای مختلف تقسیم شده است تیم های شش نفره تشکیل می دهند برای مثال زندگی نامه را می توان به بخشهای گوناگونی از قبیل سالهای نخستین زندگی ، نخستین موفقیتها ،مسائل باقیمانده سالهای عمر و نقش آن در تاریخ تقسیم کرد . انگیزه توجه به مطالب و کار همه تیم ها در سایرین تقویت می شود .                                   

                              

5- پژوهش گروهی                                                                                                 

در حقیقت یک طرح عمومی، اداره کلاس است که طبق آن دانش آموزان در گروههای کوچک در برنامه ریزی مشارکتی فعالیت می کنند با انتخاب  عنوان مطالب مورد مطالعه هر گروه آن را به بخشهای کوچکتر تقسیم می کند و هر بخش را یکی  از اعضا مطالعه می کند و در آخرین مرحله هر یک از گروهها مجموعه آموخته ها و یافته های خودرا به صورت یک کار گروهی به بقیه کلاس ارائه می دهد .                                                                                                      

6- طرح کارایی تیمی                                                                                             

در این روش هر یک از اعضای تیم ، دانش خود را قبل از بحث تیمی ارزیابی می کند بعد از یک مرور اولیه هر فراگیر به یک سری سوال که قرار است آموخته شود پاسخ می دهد سپس اعضا تیم در مورد هر یک از پاسخ ها با یکدیگر بحث می کنند تا به توافق برسند . از آنجایی که اعضای تیم باید در مورد بهترین پاسخ به توافق برسند شرکت کنندگان این فرصت را پیدا می کنند تا اطلاعات رد و بدل کنند و دلایلشان را توضیح دهند دلایل و شواهد را با دیگر دلایل اعضا ارزیابی می نمایند در این روش کلید پاسخها باید دلیل درست و نادرست بودن هر جواب را توضیح دهند تا اعضا تیم بتوانند درک عمیقی از بهترین پاسخ به دست آورند در این طرح در فراگیران ایجاد انگیزه می شود کنجکاوی ذاتی فراگیر در این است که چرا دیگران به این صورت فکر می کنند و فراگیر را مشتاق می سازد تا دیگر اعضای تیم را علاقه مند نموده و یا حتی تحت تاثیر قرار دهد ( موتن و بلیک ، 1984)                                                                                                               

مزایای یادگیری از طریق همیاری

- در گروههای همیاری همه به هم اطمینان می کنند

- هیچ کس بهتر از دیگری نیست و مجبور نیست کار بیشتری انجام دهد .

-   در جریان بحث فرصتی فراهم می شود که افراد خود را مورد ارزیابی قرار دهند

 

محدودیتها

- در این روش به زمان کافی نیاز دارد

-  كنترل كلاس

-  فراهم كردن فرصتهایي براي يادگيري مشاركتي : بسياري از معلمان و مديران معتقدند براي روش همیاری طرح درسي جديد بايد تدوين شود .

- در اختیار داشتن منابع کافی برای فراگیران

 

تدریس خرد :

تدريس خرد به عنوان تدريس طراحي شده در مقياس کوچک , به منظور توسعه مهارت هاي تازه و پالايش مهارت هاي پيشين تعريف شده است (مک نايت,1971)                                            

گسترش مهارت هاي حرفه اي و تدريس به الگويي نيازمند است که سه عنصر تشکيل دهنده دارد برنامه ريزي,عملکردو ادراک.در طرح درس ها , معلم ناگزير از خرد کردن موضوعات اصلي به اجزاي کوچک است . هدف هايش را به وضوح مشخص مي کند و شيوه هاي مناسب را براي تدريس هر کدام برمي گزيند . عملکرد هايش نيز بايد به مهارت هاي خرد تجزيه شوند. اين مهارت ها , الگوهايي هستند که اقدام به تدريس را ممکن مي سازند.ادراک يا دريافت کنش هاي متقابل بين معلم و شاگرد روشنگر ذهن معلم نسبت به رفتار هاي خود در حين تدريس , تاثيرات آنها بر دانش آموزان و همچنين تغييراتي است که در دانش آموزان به وجود مي آيد.بنابراين دريافت ها و ادراکات بر برنامه ريزي و عملکرد هاي بعدي او تاثير مي گذارند.                                                     

تدريس خرد نه با پيچيدگي هاي تدريس در دروس و موضوعات اختصاصي برخورد مي کند و نه با مسائل و مشکلات کار در مدارس و کلاس هاي درس رسمي تلاقي دارد . در واقع بايد گفت تا زماني که معلمان , صلاحيت خود را در مهارت هاي پايه تدريس به اثبات نرسانيده اند نبايد گذاشت با چنين مسائلي درگيري پيدا کنند , زيرا بدون کسب مهارت هاي اوليه , هيچ معلمي هرگز نخواهد توانست بر مشکلات توامان کنترل دانش آموزان و ايجاد انگيزش در آنها فائق آيد . کسب مهارت هاي اوليه سبب مي شود معلم به آرامش و آزادي عمل برسد و هر ديدگاه نویي را به تجربه بگذارد . درس دادن تلاشي چند جانبه شامل انتقال مطالب ,توضيح , پرسش و پاسخ ,تشويق و ترغيب , گوش دادن و مجموعه اي از فعاليت هاي ديگر است . براي درس دادن شيوه هاي متعددي وجود دارد که هر کس مي تواند از ميان آنها شيوه اي را انتخاب کند (جويس و ويل,1972).                

شيوه ي اصلي آموزش در اوايل دهه 60 در استانفورد (آلن و رايان) بسط و توسعه يافت . اين شيوه عبارت بود از يک دوره عمليات زنجيره اي : طرح ـ تدريس ـ مشاهده (نقد و تحليل ) ـ طرح مجدد ـ تدريس مجدد ـ مشاهده مجدد. هر دوره به تمرين يک مهارت کوچک , مانند مهارت در شروع و پايان درس , مهارت در پرسش هاي خاص , مهارت در مشارکت دادن دانش آموزان و تقويت يادگيري آنها اختصاص داشت . اکنون به الگوي اصلي استانفورد موارد گوناگون بسياري اضافه شده است. الگويي که در حال حاضر به کار برده مي شود عبارتست از : طرح ـ تدريس ـ مشاهده . برنامه آموزش خرد به وسيله گروه هاي 3 يا 4 نفري معلمان اجرا مي شود که با يک ناظر کار مي کنند . اين الگو از الگوي استانفورد بسيار اقتصادي تر است و اين امکان را به معلمان مي دهد که طرح درسشان را با هم بريزند , و اگر بخواهند موضوعات به هم پيوسته را تدريس کنند , طرز درس دادن همديگر را مشاهده کنند و درباره ي آن به بحث و گفتگو بپردازند. به اين ترتيب حذف تدريس مجدد , با يافته هاي بيشتري که در اين الگو بدست مي آيد جبران مي شود , ابتدا " اصول برنامه ريزي " در جلسات سخنراني ( تدريس شفاهي ) و در سمينارها ارائه مي شوند. سپس عملکرد به مهارت هاي خود تقسيم مي شود و سرانجام مهارت ها به نمايش گذاشته مي شوند و بدين ترتيب فرصت هاي عمل و اجرا در شرايط کنترل شده به وجود مي آيند. بازخورد که به صورت ضبط ويدئويي است به بخش هاي سرپرستي سپرده مي شود و در نشست هاي هدايت کننده , معلمان مي آموزند که چگونه نشانه هاي کليدي "کنش متقابل " خود را با دانش آموزان جستجو کنند. اين روش با استفاده از مقياس هاي درجه بندي شده ,فهرست هاي کنترل و تجزيه و تحليل کنش هاي متقابل تقويت مي شود . مجموع اين فعاليت ها توجه معلمان و ناظران را بر مهارت هايي که به اجرا گذاشته مي شود متمرکز مي سازد . طي مطالعاتي که در استانفورد براي مقايسه تدريس خرد با کارورزي درمدرسه صورت گرفته ارتباط قوي و محکمي بين آنها ديده مي شود . در واقع چنين به نظر مي رسد که اجراي آموزش خرد بهترين پيش آمادگي براي عملکرد در کلاس درس است . با اين حال منتقديني وجود دارند که به تدريس خرد و رويکرد هاي نظير آن با ديده شک و ترديد مي نگرند . ترس آنها اينست که مبادا تدريس خرد , معلمان يکسان يا همانند , با لبخند ها و شيوه هاي استاندارد توليد کند . اين نگراني بيانگر اينست که آموزش خرد بيش از اندازه ثمربخش است . و ترس ديگر اينست که مبادا مهارت ها دروني نشوند و اين بيانگر اينست که تدريس خرد اصلا ثمر بخشي ندارد.                                                                                                         

حقيقت اينست که تدريس خرد به , سرعت و توسعه ي کسب مهارت هاي تدريس , کمک مي کند و خطاهاي عمده ناشي از بي مهارتي يا کم مهارتي را حذف مي کند و حس اعتماد به خود را پرورش مي دهد , اما شخصيت را يک شبه تغيير نمي دهد و همه مشکلات تدريس را نيز حل نمي کند و معلم را به يک معلم با استعداد و سرآمد تبديل نمي کند , بلکه فقط يک معلم بهتر تحويل مي دهد. تاجايي که ممکن است اجراي آموزش خرد را بايد گروه هاي 3 يا 4 نفري معلمان به عهده بگيرند , اين امر به افراد گروه امکان مي دهد در صورت تمايل با ديگر گروه هاي مربوط نيز همکاري کنند. در حالي که يک نفر مشغول تدريس مي شود , بقيه مي توانند با وسايل ضبط نوار ويدئويي  به مشاهده معلم و دانش آموزان بپردازند.هر يک از اعضاي گروه بايد به نوبت تدريس کنند. گفتگو ها در نشست هاي انتقادي بايددقيقا و بطور سازنده روي مهارت هايي متمرکز شوند که در تمرين مورد نظر بوده است . لازم نيست هر معلم , تمام برنامه هاي اجرايي ديگران را مشاهده کند , هر فرد مي تواند نوار ويدئويي تمام قسمت هاي اولين و آخرين اجراي خودش را در برنامه تدريس خرد ببيند . سپس به بحث هاي دوستانه درباره پيشرفت مهارت هاي خود بپردازند . هرگاه معلم , خود , مشاهده گر تدريس خويش باشد,نتايجي که بدست مي آورد عامل بالقوه اي براي تلاش در جهت بهبود خواهد شد .                                                                         

مهارت هاي عرضه کردن درس شامل مهارت هاي شروع و پايان دادن به درس , توضيح مطالب بطور واضح , مختصر و مفيد براي جلب توجه دانش آموزان ضروري است زيرا جلب توجه دانش آموزان کار آساني نيست . معلم بايد به مهارت هاي گوش سپردن و خلاصه کردن درس توجه خاص مبذول دارد . براي تمرين برخي از مهارت هاي تدريس از ضبط ويدئويي و براي برخي ديگر از ضبط صوت استفاده مي شود . هيچ چيز مانند تدريس معلم همراه با ضبط ويدئويي نمي تواند کاملا جاي بحث هاي مختلف را در مورد مسائل مربوط به تدريس بگيرد                                                                                                     

تجهيزات لازم براي راه اندازي تدريس خرد                                                                       

سازو برگ و تجهيزات مربوط به راه اندازي برنامه ي تدريس خرد عبارتند از : ميکروفون ـ دوربين ـ کليد اتصال  ـ دستگاه هاي ضبط ويدئويي از يک چهارم اينچ تا 2 اينچ ـ مانيتور (دستگاه ديدبان ) ـ تجهيزات جانبي و داير نمودن کارگاه .                                                                        

نقش ناظر در تدريس خرد اينست که به معلم کمک کند تا کيفيت تدريسش را بهبود بخشد , بنابراين نقش وي در طول برنامه هاي آموزشي با باريک بيني همراه است و همواره تغيير مي کند. معمولا در اولين مراحل بايد نقش تشويق کننده و حمايت کننده داشته باشد .                          

خلاصه اينکه ضرورت دارد ناظر به تلاش هايي وراي انجام وظيفه صرف مبادرت ورزد.                 

استفاده از وسايل الکترونيکي (فنون لنزباز ) مي تواند جز مناسب ترين روش هاي مشاهده باشد . به اين دليل استفاده از وسايل الکترونيکي را فنون لنزباز مي نامند که آنها زواياي بسياري از تدريس را در نظر گرفته و ضبط مي کنند. فنون لنزباز براي معلماني که موضع دفاعي گرفته اند و يا هنوز آماده پذيرش اصلاح تدريس خود نيستند , نقطه ي آغاز خوبي است . اين معلمان پس از بازنگري تدريس خود ممکن است براي تدبر در تدريس و تدوين هدف هاي بهسازي خود آماده تر شوند (اچسون وگال ,1992).                                                                                          

کارول مي گويد : استفاده از تکنولوژي مثبت الکترونيکي در بهبود روش آموزش معلمان تاثير فراواني داشته است .                                                                                               

                                                                                         

مزایا و محدودیت های روش تدریس خرد  

مزایا                                                                  

-آموزش خرد روشي است براي تمرين و انتقاد از مهارت هاي آموزش به صورت مشاهده مستقيم . پيام عمده ي آن اينست که با تاکيد بر اجزاي آموزش مانند مقدمه چيني , سوال کردن , استفاده از مثال و نتيجه گيري مي توان فرايند آموزش را تحليل کرد و آن را بهبود بخشيد .                     

- با آموزش خرد در رفتارهاي تدريس , تغيير به وجود مي آيد , اما به وجود آوردن تغيير در رفتارهاي تدريس کافي نيست .مهارت هاي تدريس وقتي سودمند است که تغييرات مطلوب در يادگيري دانش آموزان و رفتارهاي آنان به وجود آورند.                                                     

- برنامه هاي تدريس خرد همراه با ضبط ويدئويي مهارت هاي تدريس فرصتي است که معلمان تازه کار به دست مي آورند تا با ناظران و معلمان دلسوز و ياري رسان ملاقات کنند و پيرامون مسايل و مشکلات خود با آنها به بحث و گفتگو بنشينند.                                                              

 -گزارشان ويدئويي و صوتي از جمله عيني ترين فنون مشاهده هستند که به معلم امکان ديدن خود از دريچه نگاه شاگردان را مي دهند . امتياز ديگر اين گزارشات در وسعت تمرکز آنهاست . با آنها مي توان زمينه وسيعي از فعاليت هايي که معلمان و شاگردان انجام مي دهند را پوشاند.         

 

محدودیتها     

- معلم در پیاده کردن این روش باید صلاحیت کامل را داشته باشد زیرا اگر فاقد آن باشد نمی تواند همزمان بر کنترل دانش آموزان و ایجاد انگیزش آنها فائق آید .                                           

- باید طوری این روش پیاده شود که اثر بخش باشد نه به کسب مهارتهای سطحی منجر شود .      – در استفاده از این روش بهتر آن است که از تجهیزات لازم همچون وسایل الکترونیکی    استفاده گردد                                                                                                                

- اکثر معلمان در استفاده از وسایل الکترونیکی دارای اضطراب می شوند این عامل خود باعث استفاده نکردن از این روش می گردد.                                                                         

نقش برنامه ریزی درسی در تعیین روش تدریس فعال

درس یا درسهای مورد تدریس معلم باید از نظر جایگاهشان در مجموعه دانش و در ارتباط با سایر علوم به خوبی روشن و قابل فهم باشد . اهداف عینی باید به دقت معین شده باشند تا معلم را در انتخاب محتوا و تجارب یادگیری رهنمون کند . امکانات ، وسایل کمک آموزشی و وسایل طراحی شده برای تدریس از ملزومات اصلی برنامه های آموزشی هستند .                                         

عنصر اصلی برنامه ریزی درسی محتوای درس است . تشخیص مهارتها و دانشی که فراگیر باید کسب کند مطلبی نیست که بتوان به سهولت از آن گذشت . پژوهشگران آموزشی و دانشمندان برای پاسخ به این سوال که :" چه عناصر و مهارتهای علمی مناسب در برنامه درسی گنجانیده شده " ، رویه های نظام مندی به وجود آورده اند . از آنجا که معمولا امر تعیین محتوای درسی به هنگام تدوین برنامه درسی دوره یا مدرسه انجام نمی گیرد اغلب مدرسان به ویژه گروه تازه کارتر، در فرایند تعیین محتوای درسی درگیر نمی شوند . با وجود این آنان در بازبینی و به روز کردن محتوا ، مخصوصا در مورد موضوعاتی که محتوایشان دستخوش تغییرات سریع است ، به کرات با محتوای درس نیز سرو کار خواهند یافت . بعد از تحلیل موضوع درسی و تعیین دانش و مهارتهای مربوط به آن ، میزان مطالب مورد نیاز برای یک دوره خاص معین می شود . فرایند انتخاب بر اساس عواملی نظیر اهدافی که در سطح مورد نظر باید برآورده شود ، و نیز سابقه و تجارب فراگیران انجام می شود . بعد از انتخاب محتوای لازم برای کل دوره یا برنامه های مورد نظر ، برنامه ریزی آموزشی به طور مستقیم به ریز واحدها و درسهایی که باید در هر کلاسی به فراگیران آموزش داده شود می پردازد و درباره اهداف مشخصی که باید در طول دوره معین تحقق یابد فعالیت های منجر به تحقق آن اهداف و خط مشی های لازم برای ارزشیابی میزان فراگیری فراگیران تصمیم گیری می کند .        

با توجه به این مطالب می توان به اهمیت نقش برنامه ریزی درسی در  تدوین محتوای آموزشی و روش تدریس مربوط به آن پی برد .                                                                              

پژوهشهای انجام گرفته در قالب موضوع

در تحقیقی که توسط هادون و لیتون (1968) در مقایسه بین دو کلاس پویا و سنتی انجام گرفت، مشخص شد که بچه ها بعد از گذشت 4 سال از کلاس ابتدایی، برتری پایدارتری را در تفکر واگرا نسبت به بچه‌های با کلاسهای سنتی نشان داده بودند .                                                      

میلگرام (1990) نیز معتقد است علت شکست مدرسه در رشد خلاقیت تا حد زیادی به تعلیم و تربیت همشکل و یکنواخت مربوط می شود. این در حالی است که هرکدام از بچه ها کاملاً با یکدیگر متفاوتند .                                                                                                   

در تحقیق دیگری که توسط گوگن ( 1983) با استفاده از تست خلاقیت تورنس در نمونه‌ای از 225 کودک در مدرسه انجام شد، مشخص گردید: روشهای فعال بر رشد خلاقیت دانش آموزان بویژه دختران بیشتر است در مقابل دانش آموزان به روش سنتی کمترین افزایش خلاقیت را نشان داده‌اند. بعد از یک سال حتی خلاقیت آنان، پایین‌تر از خط پایه نسبت به گروه مقابل (روش فعال) نشان داده شد . تحقیقی توسط رمی و پیپر (1974) سولیوان (1974) انجام شد، محور آنها مقایسه کلاسهای پویا یا باز با کلاسهای سنتی بوده است. فضای کلاسهای باز یا پویا برای رشد شرایط پژوهش, کنجکاوی ، خودفرمانی و یادگیری مناسب بود . اما کلاسهای سنتی در امتحان گرفتن، درجه بندی، تدریس مقتدارنه با سختگیری دنبال می شد و تغییر کمی در برنامه آموزشی خود ایجاد می کردند .                                                                                                    

همچنین سولیوان (1974) دریافت، بچه ها در کلاس باز در مقایسه با بچه های کلاسهای سنتی نمره معنادار و بهتری در 2 از 4 تست گلیفورد بدست می آورند                                          

چامبرز (1973) در مطالعه ای از 671 معلم، تأثیرات منفی و مثبت آنها را بر روی خلاقیت دانش‌آموزان مورد بررسی قرار داد. بررسی پاسخ ها نشان می داد: معلمهایی که موجب رشد خلاقیت در دانش آموزان هستند در مدیریت و هدایت کلاس به روشهای غیر رسمی گرایش دارند. آنها به دانش آموزان اجازه می دهند موضوعاتی را که می خواهند، انتخاب کنند. پذیرای دیدگاههای غیر معمول آنها هستند، به خلاقیت پاداش داده، در بیرون از کلاس با دانش آموزان در تعامل هستند و تشویق استقلال دانش آموزان و عملکرد مثبت آنها را بعنوان نقش موثر الگوی خلاقیت می دانند. در مقابل رفتارهای متضاد که باعث کاهش خلاقیت می شود، عبارتند از: دلسرد کردن عقاید دانش آموزان، تأکید بر تکرار یادگیری، ناامنی، سختگیری و اعمال روشهای سنتی که موجب تقلیل خلاقیت می‌شنود .                                                                                         

عدم توجه و عدم بكارگيري اين روش تا جايي پيش مي‌رود كه وضعيت برنامه‌هاي درسي با روشهاي تدريس ، عملكرد و نحوه پيشرفت تحصيلي دانش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آموزان كشور ما در سطح ابتدائي و راهنمائي در درس علوم و رياضي در مقايسه با 40 كشور در جهان در مطالعات Timss در وضعيت نا مطلوبي قرار داده است ( كيامنش ، 1377 ).

در تحقیقی که موسی پور (137) با جامــعه آماری تمامی دبـیرانـی که طی پنج سال مـتوالی در دبیرستانهای کرمان انجام داده است فعالیت اصلی دبیران در اداره کلاس و تدریس برای حدود 90 دقیقه زمان به ترتیب عبارتند از :

1- مرور درس گذشته                                                                       9/7 دقیقه

2- پاسخگویی به سوالهای دانش آموزان از درس قبلی                                    7 دقیقه

3- پاسخگویی دانش آموزان به سوالهای معلم از درس قبل                          9/12 دقیقه

4- مقدمه و معرفی مبحث جدید                                                            7/8 دقیقه

5- بسط و توسعه مبحث جدید با توضیح معلم                                            22 دقیقه

6- بسط و توسعه مبحث بین شاگردان                                                     7/8 دقیقه

7- حل تمرینهای مختلف در کلاس درس                                               6/12 دقیقه

8- تعیین تکالیف برای آینده                                                                5/6 دقیقه

معلمان معمولا به هنگام تدریس از روشهای مستقیم برای تدریس استفاده می کنند . به طور کلی روش تدریس مناسب در مدارس نه تنها باعث می شود که خلاقیت کودکان رشد یابد ، بلکه دانش آموزان را با دنیای فردا که مسئله و مشکلات بی شماری دارد آشنا می سازد و آنها را  آماده ی حل مسئله ،خلاقیت و نوآوری می کند  

 

جمع بندی

به طور کلی معلم مجری نهایی برنامه های تربیتی است و به قول کریمرز (1993) عنصر کانونی فرایند آموزش محسوب می شود . معلم در جریان آموزش و پرورش این امکان را به دست می آورد ، شاگردان را به فعالیت فرا خواند ( فرانسیس / 1990) با نحوه شکل گیری دانش و علم آشنا گرداند ( شریعتمداری/1374) ، به پژوهش موثر بکشاند (دیویی/1934 ، کوهن و مانیون /1991) ، به مشارکت در یادگیری بنشاند (دوک /1991،سالوین /1988 ، الیوت/1985، اونسکی /1972)، توان نقد کردن را در آنها بپروراند (مایرز/1986 ، مایر /1992) و آنها را با روش آموختن آشنا گرداند ( فردانش /1372 ، دروچ /1978، اپل /1993) در عین حال معلم می تواند با تاکید نهادن بر امور و عمل کردن به شیوه خاصی شاگردان را به فراگیری غیر فعال مطالب وا دارد (آرنولد /1992 ،دوک /1991 ،مایسون /1972 ) و از آنها کتابخانه متحرک پدید آورد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

          پيشنهادات

1.اولين مانع کاربرد روش هاي فعال تدريس از طريق سيستم رسمي آموزش و پرورش بر فرد تحميل مي شود . تعداد دانش آموزان خارج از استاندارد هاي " نسبت دانش آموز به معلم "است .

آموزش و پرورش گرچه از اين امر آگاه است ، اما محدوديت امکانات و تقاضاي آموزش و پرورش به منزله ي يک حق اجتماعي از طرف مردم از يک طرف و پذيرش همه ي دانش آموزان از طرف مدرسه براي تعريف عدالت اجتماعي از طرف ديگر ، امکان تناسب موزون دانش آموز به معلم را براي کاربرد روش هاي فعال تدريس مشکل کرده است . لذا براي انجام اين امر ضروري است به طرق مقتضي اين مشکل مرتفع گردد .                                                                          

 2- توجه به افزایش مسائل کیفی در مقابل مسائل کمی نظام آموزشی با توجه به اهمیت قائل شدن به روشهای تدریس فعال                      

3.- براي تدريس با رويکرد روش هاي فعال و کاربردي، بينش، دانش ومهارت معلم لازم است . لذا بايد مراکز تربيت معلم و ضمن خدمت براي به کارگيري روش هاي فعال و کاربردي در فر آيند آموزش، آموزش هاي مورد نياز را به معلمان بدهند .                                                                   

4- .معلمان بايد در شرايط فعلي آموزش و پرورش گام به گام تدريس خود را به شيوه هاي فعال و کاربردي مجهز کنند .                                                                                             

 

منابع

 

-         صفوی ، امان ا.. . کلیات روشها و فنون تدریس معاصر ، چاپ اول ، تهران. 1369

-         شعبانی ، حسن . روش تدریس پیشرفته ( آموزش مهارتها و راهبردهای تفکر ) . تهران . سازمان مططالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت) . 1382

-         ملکی ، حسن . برنامه ریزی درسی (راهنمای عمل ) . مشهد . پیام اندیشه . 1384

-         موسی پور ، نعمت اله . دبیران مدارس متوسطه چگونه تدریس می کنند ؟ . مجله دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی مشهد . دوره اول  . شماره دوم . پاییز 1378

-         موسی پور ، نعمت اله . مفهوم تدریس و پرسشهای اساسی آن . مجله گامهای توسعه در آموزش پزشکی . دوره اول ، شماره 1 ، بهار و تابستان 1383

-         فصلنامه علمی پژوهشی . دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس . ارزشیابی برنامه درس روشها و فنون تدریس دوره های تربیت دبیر . شماره 7 تابستان 1377

-         نیک نیا ، ثریا . تحلیل عملکرد معلم از طریق تدریس خرد . کارشناس ارشد مدیریت آموزشی . 1387

-         دهقان بنادکی ، فاطمه . روش تدریس فعال . اداره آموزش و پرورش ناحیه 4 تهران. گروه روانشناسی . 1386

- صادقی، علیرضا. رشتچی،مریم.تدریس مشارکتی و معرفی الگوی پیشنهادی.

http://www.alzahra-ttc.ir/fa/content/view/68/55/

- www.sadegi.blogfa.com

-www.talkhabi.blogfa.com

- http://mdclass2.blogfa.com

- مهرمحمدی ، محمود . الگوهای نوین تدریس و خلاقیت ، مجله پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت  ،  شماره چهارم ، 1374،

ـ براون , جورج .تدريس خرد . ترجمه علي رووف.تهران . مدرسه.1372

- کرامتی، محمدرضا .  نگاهی نو و متفاوت به رویکرد یادگیری مشارکتی، آئین تربیت ، مشهد،1382.

- نوروزی، داریوش .  انواع یادگیری مشارکتی، سخنرانی در  دانشگاه علامه طباطبایی ،1382

- ملکی(قاسم)،حسن. مهارت های اساسی تدریس.انتشارات نیکان کتاب.1384

 

 

 

با تشکر

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 0:16  توسط همکلاسی  |